عشق های حقیقی

افسونگری Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 20 مرداد ماه سال 1386 ساعت 00:28 AM


بگو یا رب
چه بد گفتم،، چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
مرا یا رب نمی خواهی،
گناه از تو ،
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن یا رب ،به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده می گویم،مرا خاموش کن یا رب
بگو یا رب ،
چه بد گفتم، چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
به جز عشقی که دردش را به من دادی
به من یا رب چه بخشیدی که رد کردم
فقط در عاشقی یا رب،
مدد گفتم ،
شدم عاشق،
تمنای مدد کردم
شب مستی اگر یک توبه بشکستم
سحر تکرار توبه، صد به صد کردم
به سیلابم کشاندی، زیر و بم دیدم
تحمل در عذاب جذر و مد کردم
برایم آتش دوزخ، فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم
گرفتی جامه فخر مرا از من
صبورانه کُله را از نمد کردم
نشانم ده اگر یک مور آزردم
اگر یک دانه گندم را لگد کردم
مرا یا رب نمی خواهی،
گناه از تو ،
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن یا رب ،به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده می گویم،مرا خاموش کن یا رب

 


تا دو چشم خود را بهم زدم من عمر من چه طی شد

ابر نو بهاری ندیده باران وقت برف دی شد

تا که سرنوشتم نوشته شد ذات من به غم ها سرشته شد

شوق امروز و هر روز من چرا رنج دیروز روز گذشته شد

عمر شیرین چرا فرصتی غیر آه و دمی نیست ؟

جز محبت قبایی برازنده ی آدمی نیست

اساسه زندگی عشقه بدرگاه الهی بندگی عشقه

جهان وامانده و درمانده ی عشقه خداخود عشقه و فرمانده ی عشقه

بساط کهکشان عشقه سپهر و آسمان عشقه

فلک زائیده و زاینده ی عشقه که ایزد منبع و تابنده ی عشقه

عمر کوتاهه ما عمر کوتاهه شبنم بروی برگه

قصه ی زندگی قصه ی برگ گل با هجوم تگرگه

 

 


تقدیم به عشقم که دارو ندارم هر چی که دارم مال اونه دلم برات پر می زنه کجایی ببینی عشق داره میمیره داره آب می شه این نامه رو با تومو وجودم بهت هدیه می کنم امید وارم با خوندنش بهم فکر کنی و با تموم وجودت منو بخوای و دوستم داشته باشی :

سرور شعره من سلام چگونه اید خوش می گذره؟

ببخشیدا بازم شبا میرید کنار پنجره؟

 

ستاره ها که در میان شما میرید نگا کنید ؟

اون ستاره پر نوره رو بازم میرید صدا کنید؟

کتاب حافظ می ذارید پائینه تخت کنارتون؟

فال می گیرید هنوز واسه مهر و وفای یارتون؟

 

از منه بیچاره چی ، شب یه وقتایی یاد می کنید؟

بازم سر دیوونگی هام داد و فریاد می کنید؟

 

حتما خوبید وگرنه به ، خیال من سر می زدید

یه سر به این خرابه ی بی در و پیکر می زدید

 

به سنته قدیمیا واسه شما زدم به چوب

الهی که همین جوری همیشه باشید خوب خوب

 

من چی بگم واسه شما فرقی نداره خبرم

همونجور عاشق شمام همونجوری در به درم

 

به آب و آتیش می زنم تا شبا خوابم ببره

اما نمی شه فکرتون از این چیزا قوی تره

 

این افتخاره واسه من بیدار باشم واسه شما

فقط یه مشکلی که هست شما کجا و من کجا

 

عکستونو با اجازه دادم یه نقاش بکشه

اون که ازش بر نمیاد اما نه، ای کاش بکشه

 

اگه کشید قاب می کنم می ذارمش بالا سرم

عکس شما رو می ذارم لای گلای دفترم

 

راستش می ترسم عکستون بیرون بمونه سوز بیاد

نقاشی اما بهتره سرما نمی خوره زیاد

 

حتما الان می خندید و می گید عجب دیوونه ای

هر جوری که شما بخواید بدون هیچ بهونه ای

 

عاقل بودم فایده نداشت گفتم شاید دیوونه شم

شاید واسه یه بار شده قبول کنید بیاید پیشم

 

جسارته شما که نه ، خیالتونم کافیه!

این علامت تعجبه پاک نمی شد اضافیه

 

پریشبا سوز می اومد پنجره رو بسته بودم

از دست هر چی آدمم تو دنیا هست خسته بودم

 

درد دلم شروع شد و عکستون اومد روبروم

داشتید بهم گوش می دادید این یعنی اوجه آرزوم

 

عجب شبی ، ابری زد و یکم گذشت بارون گرفت

ابر چشام این فرصتو دید و دوباره جون گرفت

 

من بودم و عکس شما و یه عالم رویای خیس

انگار یکی بهم می گفت هر چی می بینی بنویس

 

دستای من نمی تونست حتی مداد نگه داره

فقط یادم می یاد نوشت شما رو خیلی دوست داره

 

این جور نگاهم نکنید مگه شما دل ندارید

خودتونو واسه یه بار ، شده جای من بذارید

 

شما نمی ذارید ،اگه بذاریدم نمی تونید

عاشقی که اینجوری نیست یه طعمیه نمی دونید

 

یه وقتی توهین نباشه اینو نگفته من ردم

اصلا به قول خودتون یه جوری ام ،اصلا بدم

 

حق با شماست خب بگذریم گرمه هوا تابستونه

کاش کسی باشه روتونو شبا تا صبح بپوشونه

 

مراقب چشمای ناز و روی ماهتون باشید

ببخشیدا مراقب طرز نگاهتون باشید

 

اگه می شه دیگه شبا نرید کنار پنجره

لطفا بذارید واسه بعد تا که تابستون بگذره

 

توقع جوابی نیس هر جور باشید که راحتید

فکرشو اصلا نکنید که این روزا تو غربتید

 

من قول می دم اگه بیاید شما رو اذیت نکنم

حتی دیگه تو نامه هام با شما صحبت نکنم

 

 

اما حالا دور بودید و باید یه نامه می دادم

قبول، نباید انقدر اونو ادامه می دادم

 

فدای اون لحظه ای که نامه رو بازش می کنید

خوش به حالش اونو دارید نا خواسته نازش می کنید

 

تابستون یه سال گرم ، شبی که غم داره هوا

هیچکی نمی دونه چقدر می خوامتون، بجز خدا

 

(دوستت دارم قد خدا دلم برات تنگ شده کجایی عشقم حال و روزمو ببینی)