مایلم روزی که میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در
تاریکی به سر می برده ام ، دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه
بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم ، چشمهایم را باز بگذارید تا همه بدانند
چشم انتظار از دنیا رفته ام ، روی قبرم تکه یخی بگذارید تا مثل باران
برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم
کنند ...




